نباید باشم، ولی هستم

نباید باشم، ولی هستم

کتاب «باقی‌مانده‌ من» نوشته کَت ژانگ به مترجمی مینا طالب‌لی از سری کتاب‌های شاهکارهای ادبیات علمی-تخیلی انتشارات کتابسرای تندیس است. ایوا و آدی یک بدن دارند و دو روح؛ بزرگ که می‌شوند، کم‌کم نجواهای مخفیانه‌ی دیگران را می‌شنوند: چرا مستقر نمی‌شوند؟ اگر دورگه بمانند چه؟ در نهایت آدی اعلام می‌کند که ایوا مرده و او دیگر دورگه نیست. اما ایوا زنده است.

من هم علمی‌تخیلی‌باز شدم!

من هم علمی‌تخیلی‌باز شدم!

تا همین چند روز پیش، تمام خاطره من از شنیدن کلمه علمی‌تخیلی، به کتابی از ژول‌ورن محدود می‌شد که درباره سفر به درون آتشفشان بود! با وجود اینکه به همراه اطرافیانم همیشه خودم را در حال رویا یافته‌ام، اما خوب خاطرم نیست که چرا تاکنون به طور جدی سراغ این نوع از کتاب‌ها نرفته‌ام… وقتی کتاب «علمی‌تخیلی برای آن‌ها که علمی تخیلی دوست ندارند» را دیدم…

روبوتی که می‌خواست نویسنده باشد و سیزده داستان دیگر

روبوتی که می‌خواست نویسنده باشد و سیزده داستان دیگر

کتاب «آخرین جواب» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه علمی‌تخیلی نوشته آیزاک آسیموف است. داستان‌هایی که هر کدام خواننده را به دنیایی متفاوت دعوت می‌کند. دنیایی که قانون‌ها و مناسباتی متفاوت در آن بر قرار است. آسیموف، پرده‌ها را از پیش چشم ذهن خواننده بر می‌دارد و مرزهای خیالش را فراتر می‌برد.

ماشین زمان؛ بیم‌ها و امید‌های جهان آینده

ماشین زمان؛ بیم‌ها و امید‌های جهان آینده

هربرت جورج ولز، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های داستان‌نویسی علمی تخیلی است و ماشین زمان یکی از مشهورترین آثار داستانی او به شمار می‌رود. ماشین زمان که ولز در مقدمه‌ی کلیات تاریخ از آن به عنوان «خیالات دور و دراز درباره‌ی سرنوشت آدمی» یاد می‌کند، نخستین بار در سال ۱۸۹۵ منتشر شده است.

آسیموف در هزارتوی خاطرات

آسیموف در هزارتوی خاطرات

ایزاک آسیموف یکی از سه نویسنده بزرگ دوران طلایی علمی‌تخیلی و همچنین یک متفکر میان‌رشته‌ای بسیار موثر در زمان خودش بود. ایزاک آسیموف، یکی از پدران ژانر علمی‌تخیلی و همچنین یکی از نیرومندترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان تاریخ، با بیش از ۵۰۰ کتاب است.